۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

از هياهوي...





از هياهوي
ماشين‌ها و آدم‌ها
به اتاق پناه مي‌برم
به خاموشي و سكوت
به آغوش گرم تو
كه ديگر انگار نيستي
اما باز...
چه كنم؟
دست خودم نيست!

۳ نظر: