۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

شب های تابستان


رويايي از گيسوي تو
به سمت و سوي نسيمي از جانب خدا
پر كشيد

پرواز تو از دست‌هاي كوچك من
تمرين تحمل رنج‌هاي ناگفتني‌ست

در سطرهاي بعدي اين شعر
بالش زخمي روياهايم
آغشته به نمناكي
فرشته‌اي خواهد شد
كه شبي از شب‌هاي تابستان
از خواب‌هايم
   گذشت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر